ابطال بندهايي از بخشنامه شماره 30545/393/232- 18/3/88 سازمان امور مالياتي كشور
رأي شمارههاي513 ـ 517 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع ابطال بندهايي از بخشنامه شماره 30545/393/232 مورخ 18/3/1388 سازمان امور مالياتي كشور
تاريخ: 18/11/1389
شماره دادنامه: 513 الي 517
کلاسه پرونده: 89/325، 98، 88/780،776، 1016
مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري.
شکات: 1ـ شرکت پتروشيمي رجال با وکالت آقاي داريوش توکلي 2ـ شرکت ايراني توليد اتومبيل سايپا با وکالت آقاي حسين فداکار 3ـ شرکت ماليبل سايپا با وکالت آقاي سعيد بهمني 4ـ شرکت بينالمللي پتروتک سان 5 ـ شرکت توليد مواد اوليه دارو پخش.
موضوع شکايت و خواسته: ابطال بندهاي 6 ـ 8 ـ10ـ11 و 12 بخشنامه شماره 30545/393/232 مورخ 18/3/1388 رئيس کل سازمان امور مالياتي کشور.
گردشکار: شکات به موجب دادخواستهاي تقديمي، ابطال بندهاي 6 ـ 8 ـ10ـ11 و 12 بخشنامه شماره 30545/393/232 مورخ 18/3/1388 رئيس کل سازمان امور مالياتي کشور را خواستار گرديده و در تبيين شکايت اشعار داشتهاند:
1ـ بند (6) بخشنامه مورد شکايت مقرر ميدارد: « چنانچه تسهيلات مالي دريافتي در فعاليتهاي معاف از ماليات و يا مشمول ماليات معاف « به استثناي املاک و حق واگذاري محل که به عنوان دارائيهاي ثابت يا دارائيهاي نامشهود موسسه ميباشد» مصرف ميشود در اين صورت هزينه تسهيلات مذکور مربوط به بخش منابع معاف يا مشمول ماليات مقطوع حسب مورد بوده و قابل کسر از درآمد مشمول ماليات نخواهد بود.»
طبق بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم، سود و کارمزدي که موسسات براي انجام دادن عمليات خود بابت دريافت تسهيلات از بانکها، صندوق تعاون و همچنين مؤسسات اعتباري غيربانکي مجاز به آنها پرداخت مينمايند جزء هزينههاي قابل قبول ميباشد. بر اساس بند 6 بخشنامه چنانچه مؤسسه تسهيلاتي را از بانک دريافت کند و آن را در فعاليتهائي که از ماليات معاف است « مانند سپردههاي بانکي و يا صادرات» مصرف نمايد، سود و کارمزد پرداختي به بانک بابت تسهيلات دريافتي از جمله هزينههاي قابل قبول نميباشد. مقيـد نمودن قبول سـود و هزينه تسهيلات دريافتي توسط مؤسسات کـه بـراي انجام عمليات خود از بانکها دريافت مينمايند به عدم مصرف آن تسهيلات در فعاليتهاي معاف از ماليات و يا شمول معافيت معاف به موجب بخشنامه صادره از سوي سازمان امور مالياتي بر خلاف قانون است.
2ـ بند (8) بخشنامه مقرر ميدارد: « در صورتي که مؤديان مالياتي از محل تسهيلات دريافتي به ساير اشخاص از جمله شرکاء، سهامداران، مديران و اشخاص وابسته موضوع ماده 129 قانون تجارت به عنوان وام، قرض و يا به هر عنوان ديگر پرداخت نمايد هزينه تامين مالي مربوط به تناسب مبالغ پرداختي مذکور به عنوان هزينه قابل قبول محسوب نخواهد شد.»
بر اساس اين بند در صورتي که اگر تسهيلات دريافتي از بانکها، صندوق تعاون و يا مؤسسات اعتباري مجاز، صرف اعطاي قرض، وام و يا هر عنوان ديگر به اشخاص ديگر و يا شرکاء شود، هزينه مترتب بر تسهيلات دريافتي به تناسب مبالغ پرداختي، جزء هزينههاي قابل قبول تلقي نميگردد که خلاف ماده 147 و بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم ميباشد.
در برخي مواقع مؤسسات براي انجام عمليات خود که ممکن است لازمه آن پرداخت به سهامداران، ساير اشخاص و يا اشخاص وابستة موضوع ماده 129 قانون تجارت باشد از مراجع بانکي نامبرده شده در بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم تسهيلات دريافت نمايند. در اين صورت طبق همين ماده قانون سود و کارمزد مترتب بر تسهيلات دريافتي جزء هزينه قابل قبول است چرا که دريافت تسهيلات براي انجام عمليات بوده است. حتي اگر موسسه ناگزير باشد آن را صرف پرداخت به اشخاص موضوع ماده 129 نمايد. مؤسساتي هستند که براي انجام عمليات خود، مواد اوليه مورد نياز را از سهامداران شرکت خريداري مينمايند و چون نقدينگي کافي ندارند در برخي مواقع از مراجع بانکي تسهيلات دريافت کرده و آن را صرف خريد ميکنند اين عمل چون منطبق با عمليات موسسه است هزينههاي سود و کارمزد تسهيلات دريافتي، طبق بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم جزء هزينههاي قابل قبول تلقي شده است، در حالي که به موجب بند 8 بخشنامه مورد شکايت در آن قسمت که پرداخت « به هر عنوان ديگر» به اشخاص تصريح شده است، چون تسهيلات دريافتي صرف اشخاص موضوع ماده 129 قانون تجارت شده، هزينه مترتب بر خلاف قانون جزء هزينههاي قابل قبول تلقي نشده است.
3ـ بند 10 بخشنامه: به موجب قسمت اخير بند 10 بخشنامه مورد شکايت، کل هزينههاي تامين مالي «کارمزد و سود پرداختي به بانکها يا موسسات اعتباري غيربانکي موضوع بند 18 ماده 148» بايد به عنوان بخشي از بهاي تمام شده دارائي (دارائي که با استفاده از تسهيلات بانکي ايجاد شده است) منظور شده باشد، در حالي که طبق اصول و استانداردهاي حسابداري آن قسمت از هزينههاي تامين مالي که قبل از بهرهبرداري از دارائي پرداخت يا تخصيص داده ميشود بايد به حساب بهاي تمام شده دارائي منظور گردد و آن قسمت از هزينه تامين مالي که بعد از شروع بهرهبرداري از دارائي به بانکها يا موسسات اعتباري غيربانکي پرداخت يا تخصيص داده ميشود به عنوان هزينه جاري (هزينههاي پرداخت يا تخصيص هزينه تامين مالي) محسوب خواهد شد و احتساب آن به عنوان بخشي از بهاي تمام شده دارائي امکانپذير نميباشد و نظر به اينکه اشخاص حقيقي موضوع بند (الف) ماده 95 قانون مالياتهاي مستقيم مکلف به رعايت اصول و استانداردهاي حسابداري در نگهداري حساب و دفاتر و اسناد و مدارک شدهاند و اشخاص حقوقي نيز به موجب ماده 106 که ضمن آن به بند (الف) ماده 95 تصريح شده است مکلف به رعايت اصول و استانداردهاي حسابداري در نگهداري حساب و دفاتر و اسناد و مدارک ميباشند، قسمت اخير بند 10 بخشنامه که در واقع موجب عدم پذيرش هزينههاي تامين مالي (کارمزد و سود) پرداختي يا تخصيصي بعد از شروع بهرهبرداري از دارائي به عنوان هزينه قابل قبول موضوع بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم که نوعاً هزينه جاري (هزينه مالي پرداخت شده يا تخصيص يافته) است ميگردد مغاير قانون بوده و ابطال آن ضرورت دارد.
4ـ بند 11 بخشنامه مورد شکايت مقرر داشته است: « در صورتي که اشخاص داراي سود حاصل از حسابهاي پس انداز و سپردههاي مختلف نزد بانکهاي ايراني يا موسسات اعتبار غيربانکي مجاز باشند در اين صورت هزينه تسهيلات مالي دريافتي از بانکها، صندوق تعاون و همچنين موسسه اعتباري غيربانکي مجاز به نسبت مبلغ پس انداز يا سپردههاي مذکور از نظر مالياتي قابل قبول نخواهد بود.»
اين بند از بخشنامه به صراحت مغاير بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم که بدون هيچ قيد و شرطي مشعر بر قبول هزينههاي کارمزد و سود پرداختي به مراجع مذکور در بند يادشده ميباشد. زيرا بند 11 بخشنامه به اين مفهوم است که به طور مثال اگر يک شخص حقوقي داراي حساب پس انداز يا سپرده نزد بانک باشد به نسبت مبلغي که در حساب پس انداز يا سپرده دارد سود و کارمزدي را که به آن بانک يا بانک ديگر بابت استفاده از تسهيلات مالي پرداخت ميکند به عنوان هزينه از نظر مالياتي مورد قبول واقع نشود. در صورتي که قانونگذار در قبول کارمزد و سود پرداختي بانکها، ضمن بند 18 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم، هيچ گونه قيد و شرطي مقرر نکرده است. مسلماً اگر قانونگذار شرطي را ضروري ميدانست همانطور که به موجب بندهاي 8 ـ 9ـ11 ماده 148 قانون مالياتهاي مستقيم پذيرش هزينههاي مندرج در بندهاي ياد شده را موکول به شرايط نموده و رعايت آييننامه را براي قبول هزينههاي مزبور تجويز کرده است، در مورد بند 18 ماده 148 نيز شرط ميگذاشت. لکن ملاحظه ميفرمائيد بند 18 مورد نظر هيچ گونه قيد و شرطي ندارد. لذا بند 11 بخشنامه که عدم قبول کارمزد و سود پرداختي به بانک به نسبت مبلغ پس انداز يا سپرده بانکي پرداختکننده را اعلام کرده است کاملاً مغاير قانون بوده و قابل ابطال است. مضافاً اينکه اجراي بند مزبور عملاً موجب ناديده گرفتن معافيت مالياتي سود سپرده بانکي مقرر در بند 2 ماده 145 قانون مالياتهاي مستقيم نيز ميگردد و از اين جهت نيز مغاير اصل 51 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مبني بر اينکه « ماليات به موجب قانون برقرار ميشود و موارد معافيت و بخشودگي را نيز قانون معين ميکند» ميباشد. بنا به جهات مذکوره بند 11 بخشنامه قابل ابطال ميباشد احدي از شکات به استناد ماده 20 قانون ديوان عدالت اداري تقاضاي ابطال از تاريخ صدور بخشنامه را نموده است.
5 ـ بند12 بخشنامه مورد شکايت: به موجب اين بند بخشنامه، سود و کارمزد پرداختي به غير از بانکها، صندوق تعاون و موسسات اعتباري غيربانکي مجاز، مشمول مقررات ماده 104 قانون مالياتهاي مستقيم اعلام نشده است در صورتي که فقط کارمزد پرداختي به غير از بانکها، صندوق تعاون و موسسات اعتباري غيربانکي مجاز، مشمول مقررات ماده 104 نبوده و نخواهد بود. به عبارت ديگر موضوع مقررات ماده 104 قانون مالياتهاي مستقيم در قسمت اخير آن ناظر بر ماده مذکور به پرداخت انواع کارمزد به استثناي کارمزد پرداختي به بانکها، صندوق تعاون و موسسات اعتباري غيربانکي مجاز ميباشد و اصولاً در ماده 104 قانون مالياتهاي مستقيم، مطلقاً سود پرداختي موضوع حکم ماده 104 واقع نشده است. بنابراين کلمه « سود» مندرج در بند 12 بخشنامه نيز خلاف قانون بوده و ابطال آن از اين حيث ضروري ميباشد.
سازمان امور مالياتي کشور به موجب لايحه دفاعيه شماره 30212/212/ص مورخ 21/10/1389 در مقام دفاع اشعار داشته:
1ـ در خصوص بند 6 بخشنامه مورد شکايت: به استناد ماده 105 قانون
مالياتهاي مستقيم، جمع درآمد شرکتها و درآمد ناشي از فعاليتهاي انتفاعي
ساير اشخاص حقوقي که از منابع مختلف در ايران يا خارج از ايران تحصيل
ميشود، پس از کسر زيانهاي حاصل از منابع غيرمعاف و کسر معافيتهاي مقرر
به استثناي مواردي که طبق مقررات اين قانون داراي نرخ جداگانهاي ميباشد،
مشمول ماليات به نرخ 25% خواهد بود. با اتخاذ ملاک از تبصره ماده 141
قانون مالياتهاي مستقيم، زيان حاصل از منابع معاف از ماليات در محاسبه
ماليات ساير فعاليتهاي آنان منظور نخواهد شد. به استناد ماده 147 قانون
مالياتهاي مستقيم هزينههاي قابل قبول براي تشخيص درآمد مشمول ماليات به
شرحي که ضمن مقررات اين قانون مقرر ميگردد عبارت است از هزينههائي که در
حدود متعارف متکي به مدارک بوده و منحصراً مربوط به تحصيل درآمد موسسه در
دوره مالي با رعايت حدنصابهاي مقرر باشد. به استناد بخشنامه شماره
10124/1376/232 مورخ 29/5/1384 رئيس سازمان امور مالياتي کشور، در اجراي
مقررات ماده 54 آييننامه ماده 219 قانون مالياتهاي مستقيم، در صورتي که
درآمدهاي معاف از ماليات داراي هزينه مستقيم باشند بديهي است نظر به معاف
بودن درآمد، هزينه مستقيم مرتبط با درآمد معاف صرفاً به حساب آن درآمد
منظورشده و حسب مقررات مواد 147 و 148 قانون مالياتهاي مستقيم از
درآمدهاي غيرمعاف قابلکسر نخواهد بود. بنابراين نه تنها هزينههاي سود و
کارمزد تسهيلات مالي بلکه کليه هزينههاي مربوط به درآمدهاي معاف و يا
مشمول ماليات به نرخ مقطوع قابل کسر از درآمدهاي غيرمعاف نخواهد بود و از
نظر مالياتي جزو هزينههاي غير قابل قبول تلقي ميگردد.
2ـ
دفاع از بند 8 بخشنامه مورد شکايت: به استناد ماده 148 قانون مالياتهاي
مستقيم، هزينههاي قابل قبول براي تشخيص درآمد مشمول ماليات به شرحي که
ضمن مقررات اين قانون مقرر ميگردد عبارت است از هزينههايي که در حدود
متعارف متکي به مدارک بوده و منحصراً مربوط به تحصيل درآمد موسسه در دوره
مالي مربوط با رعايت حدنصابهاي مقرر باشد. به استناد بخشنامه شماره
10124/1376/232 مورخ 29/5/1384 رئيس سازمان امور مالياتي کشور دراجراي
مقررات ماده 54 آييننامه ماده 219 قانون مالياتهاي مستقيم در صورتي که
درآمدهاي معاف از ماليات داراي هزينه مستقيم باشند بديهي است نظر به معاف
بودن درآمد هزينه مستقيم مرتبط با درآمد معاف صرفاً به حساب آن درآمد
منظورشده و حسب مقررات مواد 147 ـ 148 قانون مالياتهاي مستقيم از
درآمدهاي غيرمعاف قابل کسر نخواهد بود. لذا نظر به اينکه هزينههايي که از
محل تسهيلات دريافتي که در اختيار شرکت و در راستاي تحصيل درآمد موسسه
مصرف نگرديده است از نظر قانون به عنوان هزينه قابل قبول تلقي نميگردد و
قابل کسر از درآمد مشمول ماليات شرکت يا موسسه نخواهد بود.
3ـ دفاع از بند 10 بخشنامه مورد شکايت: با توجه به ابهامات ايجادشده و
اشتباه برداشت شرکتها در خصوص اين بند از دستورالعمل به موجب بخشنامه
شماره 70793 مورخ 29/10/1388 منظور از هزينههاي تامين مالي قابل اختصاص
به عنوان بخشي از بهاي تمام شده دارايي، آن قسمت از هزينههاي مالي است که
با توجه به استاندارد حسابداري شماره 13 قابل محاسبه و تخصيص به بهاي
تمامشده دارايي ميباشد که اين برداشت مطابق استانداردهاي حسابداري در
خصوص چگونگي تعيين بهاي تمامشده داراييها ميباشد و کمافيالسابق در
گزارشات حسابرسي مالي مورد توجه قرار ميگيرد.
4ـ دفاع از
بند 11 بخشنامه مورد شکايت: به استناد بند 2 ماده 145 قانون مالياتهاي
مستقيم، سود يا جوايز متعلق به حساب هاي پس انداز و سپردههاي مختلف نزد
بانکهاي ايراني يا موسسات اعتباري غيربانکي مجاز، از پرداخت ماليات معاف
است و به استناد ماده 147 قانون مالياتهاي مستقيم، هزينههايي که در حدود
متعارف متکي به مدارک بوده و منحصراً مربوط به تحصيل درآمد موسسه در دوره
مالي مربوط با رعايت حدنصابهاي مقرر باشد جزو هزينههاي قابل قبول براي
تشخيص درآمد مشمول ماليات خواهد بود. نظر به اينکه هزينههاي مالي جزء
هزينههاي تامين مالي ميباشد، بنابراين تا ميزان سپردههاي شرکت يا موسسه
نزد بانکها که درآمد آن از ماليات معاف ميباشد، قابل تخصيص و تسهيم به
درآمدهاي معاف بوده و از نظر مالياتي قابل قبول نميباشد.
5
ـ دفاع از بند 12 بخشنامه موردشکايت: به استناد ماده 104 قانون مالياتهاي
مستقيم، وزارتخانهها، موسسات دولتي، شهرداريها موسسات وابسته به دولت و
شهرداريها و کليه اشخاص حقوقي اعم از انتفاعي و غيرانتفاعي و اشخاص موضوع
بند (الف) ماده 95 اين قانون مکلفند در هر مورد که بابت.... هر گونه
حقالزحمه يا کارمزد خدمات به استثناي کارمزد پرداختي به بانکها، صندوق
تعاون و موسسات اعتباري غيربانکي مجاز ... پرداخت ميکنند پنج درصد آن را
به عنوان عليالحساب ماليات مؤدي « دريافتکنندگان وجوه» کسر و ظرف سي روز
به حساب تعيين شده از طرف سازمان امور مالياتي کشور واريز و رسيد آن را به
مؤدي تسليم نمايند.... با توجه به اينکه در قراردادهاي منعقدشده از سوي
موسسات اعتباري غيربانکي غيرمجاز سود و کارمزد پرداختي توأماً لحاظ
ميگردد و از طرفي ماليات موضوع ماده 104 قانون مالياتهاي مستقيم به
عنوان عليالحساب ماليات دريافتکنندگان وجوه در ماده مذکور محسوب و در
زمان رسيدگي به پرونده مالياتي اين قبيل مؤديان مدنظر قرار ميگيرد و به
موجب تبصره 3 ماده 105 قانون مالياتهاي مستقيم در موقع احتساب ماليات بر
درآمد آنها از ماليات متعلقه آنها کسر خواهد شد. لذا اين بند از نظر
قانوني خالي از اشکال ميباشد. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فوق
با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشكيل و پس از بحث
و بررسي و انجام مشاوره با اکثريت آراء بـه شرح آتي مبادرت بـه صدور رأي
مينمايد.
رأي هيأت عمومي
الف ـ مستنبط
از ماده 105 قانون « مالياتهاي مستقيم» مصوب 1366 با اصلاحات بعدي آن و
تبصره ماده 141 قانون مزبور، رسيدگي به درآمدهاي معاف از ماليات مستلزم
تفکيک، جداسازي و تسهيم هزينههاي اختصاصي و مرتبط به آن است تا هزينه
درآمدهاي معاف از درآمد مشمول ماليات مودي کسر نشود. همانگونه که واحدهاي
مالياتي نميتوانند در سود درآمدهاي معاف دخل و تصرفي کنند و بايد عيناً
از درآمد مشمول ماليات خارج نمايند، بديهي است که بايد براي تشخيص سود
معاف هزينههاي مرتبط و اختصاصي از درآمد معاف کسر شود تا سود معاف مشخص
گردد. در نتيجه در صورتي که درآمدهاي معاف از ماليات داراي هزينه مستقيم
باشد، به حساب آن درآمد منظور ميشود و طبق مواد 147 و 148 قانون
مالياتهاي مستقيم، از درآمدهاي غيرمعاف قابل کسر نخواهد بود. عليهذا بند
6 بخشنامه معترضعنه که جهت تاکيد و اتخاذ رويه واحد در امر رسيدگي
مالياتي صادر شده مغايرتي با قانون نداشته و خارج از حدود اختيارات مرجع
وضع آن تشخيص نگرديد.
ب ـ به موجب بند 8 بخشنامه مورد شکايت
مقرر گرديده: « در صورتي که مؤديان مالياتي از محل تسهيلات دريافتي به
ساير اشخاص از جمله شرکا، سهامداران، مديران و اشخاص وابسته موضوع ماده
129 قانون تجارت به عنوان وام، قرض و يا به هر عنوان ديگر پرداخت نمايند،
هزينه تامين مالي مربوط به تناسب مبالغ پرداختي مزبور به عنوان هزينه قابل
قبول محسوب نخواهد شد.» نظر به اينکه طبق بند 18 ماده 148 قانون
مالياتهاي مستقيم، هزينههاي سود و کارمزدي که براي انجام دادن عمليات
موسسه به بانکها، صندوق تعاون و همچنين موسسات اعتباري غيربانکي مجاز
پرداخت شده يا تخصيص يافته باشد، جزء هزينههاي قابل قبول موسسه ميباشد و
به استناد ماده 147 قانون مالياتهاي مستقيم، هزينههايي که منحـصراً
مربوط به تحصيل درآمد موسسه در دوره مالي مربوط باشد به عنوان هزينههاي
قابل قبول تلقي ميگردد و پرداخت وام يا قرض به اشخاص مذکور مغاير با
عمليات موسسه وحکم مقنن ميباشد، از اين حيث فراز اول اين بند از بخشنامه
مورد اعتراض، مغايرتي با قانون نداشته و قابل ابطال نميباشد. ليکن قسمت
اخير بند مذکور به شرح بينالهلالين « و يا به هر عنوان ديگر» به لحاظ
اينکه موجب عدم قبول هزينههاي حائز شرايط مصرح در ساير بندهاي ماده 148
قانون مالياتهاي مستقيم ميگردد، اطلاق آن خلاف قانون تشخيص و مستنداً به
بند 1 ماده 19 و مواد 20 و 42 قانون ديوان عدالت اداري از تاريخ صدور
ابطال ميگردد.
ج ـ چنانچه تسهيلات دريافتي مربوط به خريد
ماشينآلات يا ايجاد دارايي باشد هزينههاي مالي (اعم از سود يا کارمزد)
به قيمت تمامشده قبل از بهرهبرداري اضافه شده و از مأخذ قيمت تمامشده
در سنوات بعد برابر جدول استهلاکات موضوع ماده 151 قانون مالياتهاي
مستقيم و با رعايت ماده 150 قانون مزبور و تبصرههاي ذيل آن قابل استهلاک
خواهد بود. ليکن از تاريخ شروع بهرهبرداري به بعد، سود و يا کارمزد
پرداختي (هزينههاي مالي) جزء هزينههاي مربوط به تسهيلات دريافتي و
استقراض تلقي و انعکاس آن در بهاي تمامشده داراييها صحيح نبوده و بايد
مطابق عرف حسابداري و حسابرسي و استانداردهاي حسابداري جزء هزينه مالي
دوره و با رعايت بند 18 ماده 145 قانون مالياتهاي مستقيم به عنوان هزينه
قابل قبول سال مالي اشخاص تلقي گردد. لذا بند 10 بخشنامه مورد شکايت به
لحاظ محدودکردن و عدم قبول چنين هزينهاي (از تاريخ شروع بهرهبرداري) جزء
هزينههاي مالي دوره، مغاير قانون و خارج از اختيارات مرجع صدور آن تشخيص
و به استناد بند 1 ماده 19 و ماده 42 قانون ديوان عدالت اداري ابطال
ميشود.
د ـ نظر به اينکه مطابق بند 2 ماده 145 قانون «
مالياتهاي مستقيم سود يا جوايز متعلق به حسابهاي پسانداز و سپردههاي
مختلف نزد بانکهاي ايراني يا موسسات غيربانکي مجاز از پرداخت ماليات معاف
بوده» و همچنين به موجب بند 18 از ماده 148 قانون مذکور « سود و کارمزدي
که براي انجام دادن عمليات موسسه به بانکها، صندوق تعاون و همچنين موسسات
اعتباري غيربانکي مجاز پرداختشده يا تخصيص مييابد، جزء هزينههاي قابل
قبول محسوب ميشود» لذا بند 11 بخشنامه معترضعنه که هزينه تسهيلات مالي
دريافتي از بانکها، صـندوق تعاون و همچنين موسـسات اعتباري غيربانکي مجاز
را به نسبت مبلغ پسانداز يا سپردههاي مذکور در اجراي بند 2 ماده 145
قابل قبول ندانسته، به لحاظ مقيد نمودن حکم قانونگذار به شرح فوقالذکر
خارج از حدود اختيارات سازمان امور مالياتي و خلاف قانون تشخيص و مستنداً
به بند 1 ماده 19 و مواد 20 و 42 قانون ديوان عدالت اداري از تاريخ صدور
آن ابطال ميشود.
هـ ـ نظر به اينکه در تبصره ماده 145 « قانون مالياتهاي مستقيم» صراحتاً بيان شده:
« در مواردي که در قانون مالياتهاي مستقيم به بانکها اشاره ميشود،
امتيازات، تسهيلات، ترجيحات و تکاليف ذکرشده شامل موسسات اعتباري غيربانکي
که به موجب قانون يا با مجوز بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تاسيس
شدهاند يا ميشوند، نيز خواهد شد.»
و قانونگذار در ماده 104 قانون
مذکور، ماليات تکليفي 5 درصد را از محل کارمزد پرداختي به بانکها و صندوق
تعاون و موسسات اعتباري غيربانکي مجاز مستثني نموده است، به وضوح چنين
امتيازاتي را براي موسسات اعتباري غيربانکي فاقد مجوز از بانک مرکزي
جمهوري اسلامي ايران در نظر نگرفته، در نتيجه موسسات مذکور مکلف به اجراي
ماده 104 قانون فوقالذکر ميباشند. با توجه به اينکه دريافتي موسسات مالي
و اعتباري غيرمجاز و ساير شرکت ها و صندوقهاي فاقد مجوز از بانک مرکزي
صرفاً تحت عنوان کارمزد ميباشد و اساساً چنين موسساتي مجاز به دريافت سود
نميباشند، هر چند که در قراردادها بر خلاف قانون و براي فرار از پرداخت
ماليات 5 درصد عليالحساب موضوع ماده 104 قانون يادشده، اقدام به تفکيک
سود و کارمزد مينمايند، بنابراين بند 12 بخشنامه معترضعنه مغاير قانون و
خارج از حدود اختيارات تشخيص نگرديد.
این وبلاگ به منظور ارایه برخی از اطلاعات اولیه به منظور کمک به دانشجویان رشته حسابداری ، کارآموزان و علاقمندان علم حسابداری و حسابرسی تهیه و تنظیم گردیده است . در مواردی از مطالب سایتها یا وبلاگهای دیگر اقتباس شده است.لازم میدانم از همکارانی که از بدو ورود بنده به حرفه حسابرسی همواره مشوق و راهنمای من بوده اند تشکر نمایم.در صورت داشتن مطلب یا مقاله برای درج در این وبلاگ با ایمیل های زیر تماس بگیرید.